.:دل نوشته های نازگلی:.
نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٦/۳۱ توسط نازنین نیکنامN@zg0oli!i!i

ایمعلم

ای از خود گذشته

ای جانفشان

ای پنج شنبه جمعه تعطیل

ای وسط تعطیلی تعطیل

ای یه هفته قبل از عید و بعد از عید دو هفته تعطیل

ای که ماه ببینند یا نبینند 29 رمضان تعطیل

ای هنوز تابستون نیومده تعطیل

ای یک هفته از مهر رفته تعطیل

ای باد,برف,بارونبیاد,گرد و خاک بشه تعطیل

ای پنج ماه قبل از زایمان تعطیل

به پاس این چند صباح خدمت,پایان فصل تعطیلات مبارک!

اولین خبر از آخرین تغییرات کتاب فارسی سال اول دبستان به تالیف نازگلی

دهقان فداکار پیر شده.چوپان دروغگو عزیز شده.شنگول و منگول گرگ شدن.روباه و کلاغ دستشون تو یه کاس اس.حسنک گوسفنداشو ول کرده تو یه شرکت آبدارچی شده.آرش کمانگیر معتاد شده.شیرین , خسرو و فرهادو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی.رستم اسبشو فروخته یه موتور خریده و با اسفندیارمیرن کیف قاپی.

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٦/٢٧ توسط نازنین نیکنامN@zg0oli!i!i

کنون رزم virus و رستم شنو

دگرها شنیدستی این هم شنو

که اسفندیارش یکی disk داد
بگفتا به رستم که ای نیکزاد

در این 
disk باشد یکی file ناب
که بگرفتم از 
site افراسیاب

برو حال  می کن بدین 
disk هان!
که هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش 
شتابان به دیدار رایانه اش

چو آمد به نزد 
mini tower اش
بزد ضربه بر دکمه 
power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران 
disk را در drive اش گذاشت

نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت 
یکی 
list از root دیسکت گرفت

در ان 
disk دیدش یکی file بود
بزد 
enter آنجا و اجرا نمود

کز ان یک 
demo گشت زان پس عیان
به فیلم و به موزیک و شرح  و بیان

به ناگه چنان سیستمش کرد 
hang 
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره 
reset نمود
همی کرد هنگ و همان شد که بود

تهمتن کلافه شد و داد زد
ز بخت بد خویش فریاد زد

چو تهمینه فریاد رستم شنود
بیامد که لیسانس رایانه بود 

بدو گفت رستم همه مشکلش
وز ان 
disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قیچی و ریش 
یکی 
bootable   دیسک آورد پیش

یکی 
toolkit اندر آن disk بود
بر آورد آن را و اجرا نمود

همی گشت 
toolkit هارد اندرش
چو کودک که گردد پی مادرش

به ناگه یکی رمز 
virus یافت
پی حذف امضای ایشان شتافت

چو 
virus را نیک بشناختش
مر از 
boot sector بر انداختش

یکی ضربه زد بر سرش 
toolkit 
که هر بایت ان گشت هشتاد 
bit 

به خاک اندر افکند 
virus را
تهمتن به رایانه زد بوس را

چنین گفت تهمینه با شوهرش
که این بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خریت مکن
ز رایانه اصلا تو صحبت مکن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگیرد دگر 
disk از اسفندیار



نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٦/٢۳ توسط نازنین نیکنامN@zg0oli!i!i

سلللللللللللللللللللللللللللللللللام دوستان

میدونم الان همه میخواین منو کتک بزنین(مخصوصا ننه وراج!)

ولی باور کنین من هر روز میومدم و نظراتونو میدیدم

واما دلیل نبودنم

یکی از دختر خاله های گلم داره عروسی میکنه(تبریک بگو)

وبرای همین هم مدت زیادیه مشغول خرید عروسی هستیم.

وبرای همین شب ها مثل مرده ها می کپم و نمیام تو وبلاگ

از تمامی دوستان و دشمنان گرامی پروزش می طلبم

و قول میدم دیگه از این غلطا نکنم!

نظرتو نو در مورد تغیرات وبلاگم بگید(لطفا!)

نگارش در تاريخ ۱۳٩٠/٦/۸ توسط نازنین نیکنامN@zg0oli!i!i

پوشک مای بیبی:

چند تا بچه جمع شدن دور هم صدا از خودشون در میارن خانومه میگه راحتی ما راحتی شماست.والا بچه دوساله هم همچین حرفی نمیزنه،چه برسه...ملت خارجی هم شاد میشینن دست میزنن.

ایستک:

اون تبلیغ خوشگلشون که چند تا زنبور خوشحال میرن ایستک میزنن خونه رو ویران میکنن.یکی نیست به اینا بگه به جای این تبلیغ های +20 سال برین این خونه رو بدین یه بدبختی بیاد توش زندگی کنه.

ایزی لایف:

برو بعدی اینو بیخیال شو...

سایپا:

یارو دوساعت بر عکس مینویسه تا آدم بیاد بخونه سه ساعت طول میکشه تبلیغ بعدی شروع میشه.مردم آزاری تا کی؟!

پرژک:

مگه مرض دارین اینقدر تو تبلیغ هاتون از خارجیا استفاده میکنین.مگه ما چمونه؟

دوو:

یادش به خیر یه روزایی تبلیغ هاشون رو دوبله میکردن.الان دیگه سختشونه همون زبان اصلی پخش میکنن.

دهکده آبی پارس:

بد قول ها...قرار بود بعد ماه رمضون مال خانوما شه.نامردا

بانک دی:

من اگه جای اون کسی بودم ک آدرس میپرسه اون دو تا مردا با هم آدرس میدادن میزدم دو تا پس کله اولی دو تا هم پس کله دومی

این نیز بگذرد؟