چند تا عکس از ساختمان پزشکان...!

سلام به همه ی برووووووووووووووووووووبچ ها!

خانوم شیرزاد:

واقعاااااااااااااااااا...هه هه هه!

مادر دکتر نیما:

نازنین جون بده به من برات بده...مریض میشی ها!

ناصر:

بزنم این چهار تا استخون رو تو دهنت خورد کنم؟

دکتر ملکی:

وای چه دماغ آفسایدی دارین شما...یه سر به من بزنین حتما

نازنین:

وا...چرا ما قرینه نیستیم؟

راستی بچه ها جریان مدرسه جور شد.

راحت شدم

تا یه آپ دیگه بای

بای بای

 

/ 10 نظر / 10 بازدید
پریچهر

خیلی جالب بود نازنین جون.این من بودم؟ واقعاااااااااا؟؟!!! من همیشه قرینه و قرنیه و.... قاطی میکنم. هه هه[نیشخند]

پریچهر

راست نازی جون متولد چه سالی هستی؟ و چندمی؟[ماچ]

پریچهر

سلام. آپم .بدو بیا که اگه الان نیای خیلی دیر میشه هاااااااااااا بدوووووووووووووووو.[قلب]

وراج

خیییییییییلی قشنگ[دست]

فاطیما

خیلی خوب بود نه تنها این مطلب بلکه مطالب کل وبلاگت قشنگ بود من که خوشم اومد به وبلاگ منم سری بزن بای بای[قلب][خداحافظ]

یاور سید علی

سلا خدا قوت اول که وارد وبلاگتون شدم به تاریخ تولدتون دقت نکردم ولی بعد با دقت نگاش کردم.چه جالب من ولی 23اردیبهشت تولدمه. من محمد حسین هستم.15 سالمه و برای خودم و هیئتمون وبلاگ می نویسم.اگر یه سر به ما بزنین ونظر بزارین خوشحال می شم. از نوشته هاتون معلومه آدم اهل دلی هستید.بهتون تبریک می گم. همه عکساتون قشنگه موفق باشین

یاور سید علی

راستی یادم رفت بگم برای ملودیتون خیلی خیلی گریه کردم. می دونم چی میکشین. منم روزی که چند تا از دوستام بر اثر تصادف فوت کردند شبش خوابم نبد وخیلی کریه کردم.نه خواهری ونه برادری بود که باهاش دردودل کنم. دردتنهایی بد دردیه.می دونم. منتظرم

یاور سید علی

سلام. 3شنبه ای که میاد دارم می رم کربلا[لبخند] حتما اونجا دعا گویتان هستم ولی قول می دم وقتی برگشتم جای ملودیتون رو توی خونه خودمون پر کنم. اسمشرو هم ملودی می زارم. مطلبش رو خیلی با احساس نوشتین.هر وقت نگاه می کنم بازم گریم می گیره دارم یه وبلاگ راه اندازی می کنم که تو بلاگفا نیست اونجا منتظرتون هستم یا علی

ک.زینالی

سلام نازگلی جوووون عکسات خیلی قشنگن مرسی که میای و نظر میذاری